انگار که آدم هر بار بچه می شود
هر بار که نقاشی کردن را از دستان دیگری یاد می گیری
و اون دست ها آرزو می شوند و تو می دانی که هیچوقت حتی یک لحظه هم در دستان تو نمی مانند
...چون سرد تر از آنی که اندک گرمایت را حس کند
و این بار هم می روی تا گرمایی برای دستانت بیابی
مثل روز های بچگی... می دانم که دستهایت جای این بال های کنده شده را
روی شانه هایم
پر نمی کنند
هر بار که نقاشی کردن را از دستان دیگری یاد می گیری
و اون دست ها آرزو می شوند و تو می دانی که هیچوقت حتی یک لحظه هم در دستان تو نمی مانند
...چون سرد تر از آنی که اندک گرمایت را حس کند
و این بار هم می روی تا گرمایی برای دستانت بیابی
مثل روز های بچگی... می دانم که دستهایت جای این بال های کنده شده را
روی شانه هایم
پر نمی کنند
3 comments:
jay eoon balaye kande shodaro khodet por kon!age bal hat kande shode mohem nist!bejash 2 ta bale bozorgtar bezar,ta betooni bishtar az ghabl beri bala...(in be che zabooni harf mizane?!)
be in sadegi nist, adam balhaye sefido faqat ye bar dar miare... tanhai nemishe balhaye sefid dar avord, badan mifahmi
shayad...vali hamishe har chizi ro ke az dast miD,yani estehghaghe behtaresho dashT....
Post a Comment