Thursday, August 9, 2007

در مرداب تاریک روز ها

به این کفشدوزک ها نگاه می کنم که از زیر پوست دستانم بیرون می آیند

و به این چهارتا فرشته

که فقط بلدند نگاهم کنند... تا خورشید غروب کند

خورشیدی که دیگر آنقدر پیر شده که هر شب به یاد مرگش به خواب می روم

... فرو می روم و تو نگاهم می کنی

No comments: